روزهای دوری

محلی برای همه کسانی که در روزهای سخت دوری به سر می برند

چند روز قبل ماه عسل من و بانو
نویسنده : حسن و بی تا - ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٦
 

سلام به همه دوستای خوبم.

با توجه به اینکه یه مدتی بود روزهای دوری تموم شده بود ما هم یه مدتی در وبلاگ رو گل گرفته بودیم و داشتیم به عشق و حال خودمون می رسیدیم. اما باز به سرمون زد که یه وبلاگ راه بندازیم.بهمون سر بزنید خوشحال می شیم. آدرس وبلاگ جدیدمون:

nagoya.persianblog.ir

چند روز قبل از ماه عسل من و بانو


 
 
امتحان آخر
نویسنده : حسن و بی تا - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٩
 

بی تا می نویسد : Welcome to The Smiley Guide!

سلام. بالاخره امتحانای من هم تموم شدتعجب

کلی شاد شدم ،همش از دو ماه پیش میگفتم یعنی میشه منSmileys ٩ تیرو ببینم ،خسته شده بودم از بس هی  این راه و رفته بودم . دیگه تو خونه همرو گلافه کرده بودم هی میگفتم مامان یعنی میشه من ٩ تیرو ببینم ؟دیگه تا دهنمو باز میکردم مامانم میخواست بکوشتمBad Guys Animated Emoticons For Chat

برا حسن هم متاسفم که عینکشو گم کرده Smileyآخی نازی چقدر دوستش داشت

شاید دادیش به کسی  شایدم  کسی برداشتتش میخواد اذیتت کنه.

بالاخره حسنم جمعه راهی تهران میشه. آخی ،نازی، عزیزم دیروز رفته بود از سلف دانشگاه کارتون گرفته بود واسه کتاباش تا  تمامه وسایلشو کتاباشو جمع کنه واسه همیشه بیاد تهران.سخته دل کندن  مخصوصا اگه آدم خاطراتش زیاد باشه که هست.

شایدم یه سری دلبستگی ها باشه که من خبر نداشتم  Love Animated Emoticons For Chat (حسن اگه اینطوری باشه میرم معتاد میشم Smiley بعدم خود کشی میکنم چشمک

 

تو این چند وقت که با هم قهر بودیم خیلی دلم تنگ شده بود و ازت خییییییییییییییلی ناراحت بودم.چون تاحالا باهام اینطوری نبودی Smiley. داشتم ...................

ولی خوشحالم که باهم آشتی کردیم. به قولی دعوا نمک زندگی ولی من اصلا از این نمک و از این جمله خوشم نمیاد.

دوستت دارم

 

حسن می نویسد :

سلام به همه دوستای خوشگل موشگل.

اول از همه تموم شدن امتحانای بی تا بانو رو بهش تبریک می گم Smiley

بعدشم می گم خیلی خوشحالم که دارم میام تهران. اما بی تا بانو یه چند تا تیکه فنی بهم انداخته بودی که رسیدم تهران به وقتش هستم خدمتتون.مگه اینه که نخوای با من بیرون بیای Smileyچون پوستتم زود کبود می شه به نفعته که زودتر عذر خواهی کنی.Smiley

راستی بی تا بانو چرا تو این ٢ تا نی نی که مثلا ماییم شلوار پاشون نیست.Smiley ما که انقدر بی آبرو نبودیم.Smiley

دوستان پرسیده بودن من کجا درس می خونم و رشتم چی بوده

من دانشگاه امیر کبیر واحد ماهشهر مهندسی پلیمر می خونم.یعنی می خوندم. دیگه تموم شد.Smiley

۴ سال تو جایی بودم که نه ماه بود Smiley نه شهر Smiley فقط رج عذاب داشت. اما به هر حال واسه خودش دورانی بود و الان با همه خوب و بدش داره تموم می شه Smiley

اما حکایت همچنان باقیست ...


 
 
به پایان آمد این دفتر
نویسنده : حسن و بی تا - ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٦
 

حسن می نویسد :Emoticons

Emoticonsسلام به همه دوستای دوست داشتنیه خودم.Emoticons

5شنبه آخرین امتحان دوره کارشناسی رو هم دادم Smiley. وقتی داشتم برگه رو تحویل می دادم که بیام بیرون یه حس غریبی داشتمSmiley. یه جورایی خوشحال و شاد Smiley و شنگول و منگول و  آسوده Smiley و یه جورایی هم دلم غمگین غمگین بود از اینکه دیگه تموم شد. 4 سال با بچه ها تو خوابگاه بودن و انواع اقسام آدم ها رو دیدن و خیلی خاطره ها باهاشون داشتن چیزیه که مدت ها تو ذهن آدم می مونه و حالا که قراره یه دفعه ای همه چیز تموم شه خوب آدم یه جورایی می شه دیگهEmoticon ولی واقعا خوشحال بودم که دیگه از این شهر لعنتی راحت می شم و برمیگردم پیش بی تا ، دیگه روزهای سخت دوری تموم می شهSmiley

وقتی از امتحان اومدم بیرون بی تا بانو Smiley اولین کسی بود که بهم زنگ زد و مهندس شدنم رو بهم تبریک گفت . مرسی بی تا بانو خیلی خانومیییییی. تک تکی. همیشه شماره یکی.Smiley

تو این 4 سال چیزای زیادی یاد گرفتم ، دیدن همه جور ادم ،دیدن ادمایی که فقط خوبه باهاشون از دور اشنا باشی و بهشون نزدیک نشی چون بعد از نزدیکی می بینی پشت اون ظاهر پر زرق و برق و جذابشون چه شخصیت مزخرف و نچسبی دارن Emoticon و دیدن کسایی که خیلی بی ادعا هستن اما همیشه می تونی رو رفاقت و دوستیشون حساب کنی Smiley، و دیدن آدمایی که شاید برخلاف سن و سالشون که کمتر از تو هم باشه اما می تونی از شخصیت و رفتارشون درس بگیری تجربه خوبی واسه من بود.Emoticon

تو این 4 سال شخصیت من تا حدود زیادی شکل گرفتSmiley. عاشق فیلم دیدن شدم.عاشق کتاب  و مجله خوندن شدم. شب بیداری که یکی از گمشده ها توی زنگی من بود مکشوف بزرک من تو این 4 سال بودSmiley.  راستش به نظر من روزا زشتیا خیلی بیشتر پیدان، تو سکوت و آرامش شبا آدم راحت تر می تونه فکر کنه و فیلم ببینه و کتاب بخونه و تو رویا های خودش غرق بشه می شه راحت چشما رو بست تو خیال دوری بی تا رو فراموش کرد و هرچی غم و قصه هست رو  بییخیال شدEmoticon. خیلی از چیزهایی که یادگرفتم از تو فیلم ها بوده. وسعت دنیای آدما به اندازه دونسته ها و اطلاعاتشونه پس همیشه سعی کردم تا می تونم بیشتر بدونم .

تازگی ها هم با بچه های دانشگاه شدید زدیم تو کار face book. اگه کسی از دوستای خوشگل موشگل خودمون که به ما سر می زنن عضوه واسم تو نظرات به صورت خصوصی اسمش رو بزاره تا تو فیس بوک به لیست دوستام اضافش کنم.Smiley

راستی بی تا بانو یه چند روزه واسم شمشیر رو از رو بسته ناجورSmiley. و الان باهام قهر کرده. خوب یکم تقصیر من بودهSmiley خیلی هم تقصیر خودش بوده Smiley.  این رو آخر از همه گفتم چون می دونم قهرمون زیاد طول نمی کشهSmiley و خیلی زود باهام آشتی می کنیم. من که می دونم دلم طاقت نمیاره. Smiley

دعا کنید زودتر بتونیم عقد کنیم تا مشکلاتمون حل بشه. آمین . 

در ضمن روز مرد رو به خودم و بقیه آقایونا تبریک می گم.  از کپل خانوم هم که به یاد ما هست بی اندازه ممنونم . واسه همه دوستان آرزوی شادی دارم.ماچ

 

 

پی نوشت : دو سه روزه یه چیزی فهمیدم که ناجور اعصابم رو خورد کرده. همون 5 شنبه که امتحانام تموم شده و شاد و شنگول برگه رو تحویل دادم و اومدم بیرون عینک آفتابیم رو تو کلاس جا گذاشتم و از شانس بد فردای اون روز یه آزمونی تو دانشگاه ما برگزار شده . و عینک من به راحتیه آب خوردن پیچونده شده.

ایشالا هرکی برش داشته سرطان چشم بگیره. آخه خیلی دوستش داشتم با بی تا بانو رفتیم خریدیمش.دل شکستهناراحت

چیزی که مفته تو این مملکت وقت آدمه. 5 ساعت معطل شدم.دیروز دهنم سرویس شد ( یعنی رفتم دندون پزشکی ) 5 ساعت وقتم رو گرفت.


تبریک تبریم : آشتی کردیم.


 
 
روز مرد
نویسنده : حسن و بی تا - ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱
 

بی تا مینویسد

سلام به تمام دوستان عزیز .لبخند

قبل از هر چیز تولد حضرت علی و روز مرد و روز پدرو به همه از جمله یگانه عشق زندگیم جناب حسن  خان عزیز تبریک میگم . انشالله یه روزم بابا میشی روز پدرو با بچه هامون بهت تبریک میگم.چشمک

شرمنده که خیلی وقته سر نزدم .راستش از بس سرم شلوغهاسترس کلی درسو امتحانو بدبختی. وقتی یه ترم درس نخونی همش میمونه واسه فرجه ها و شب امتحان.

آخی حسن الان سر جلسه امتحانه بیچاره فردا و بس فرداهم امتحان داره. راستی یه خبر خوب

حسسسسسسسسسسسسسن هفته ی دیگه واسه همیشه میاد تهران میمونه و دیگه این همه از هم دور نیستیم ،دیگه من زانوی غم بغل نمیگیرم ،غصه نمیخورم که دوباره بخواد برگرده و من ماه ها نبینمش.

 


 
 
زمین صاف عزیزم
نویسنده : حسن و بی تا - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۳۱
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
روز زن --- گفتم : تو شیرین منی
نویسنده : حسن و بی تا - ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٦
 

 

 

گفتم : تو شیرین منی

گفتا : تو فرهادی مگر؟
گفتم : خرابت می شوم
گفتا : تو آبادی مگر؟
گفتم :ندادی دل به من
گفتا :تو جان دادی مگر؟
گفتم : خاموشم سال ها
گفتا : تو فریادی مگر ؟
گفتم : ز کویت می روم
گفتا : تو آزادی مگر ؟
گفتم : فراموشم مکن
گفتا : تو در یادی مگر ؟

 

سلام به همه دوستای خوبم.

Holidays Animated Emoticons For Chat

شرمنده من چند روزی نبودم. 

Holidays Animated Emoticons For Chat

بی تا بانو هم که چند وقته دانشگاه نمی ره و تو خونه بس نشسته و حسابی درس خون شده. 

Emotions Animated Emoticons For ChatLove Animated Emoticons For Chat

اول از همه ولادت حضرت فاطمه رو تبریک می گم.

Love Animated Emoticons For Chat

و روز زن رو به همه زن ها و مادر ها تبریک می گم. 

Holidays Animated Emoticons For Chat

روز زن رو به همه زن ها ، مادر زن ها ، خواهر زن ها ، پدر زن ها

Hip Animated Emoticons For Chat

، برادر زن ها ، زیراب زن ها

Humor Animated Emoticons For Chat

، شیپور زن ها

Sports Animated Emoticons For Chat

، سوزن ها 

Bad Guys Animated Emoticons For Chat

و بی زن ها 

Bad Guys Animated Emoticons For Chat

تبریک می گم.

امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشید.

Holidays Animated Emoticons For Chat

اگه کم بهتون سر می زنیم دلیل بی مهریمون نیست

Everyday Animated Emoticons For Chat

. باورن کنید یه خروار کار رو سرمنون ریخته. اخره ترمه و یه ترم درس نخوندن و امتحانا و هزارتا بد بختی ... مثل ... تو گل گیر کردم.

Emotions Animated Emoticons For Chat

تو این دنیا که آدم از هیچ چیز نمی تونه مطمئن باشه تنها چیزی رو که با اطمینان می تونم بگم اینه که در اماق قلبمون دوستتون داریم. 

Love Animated Emoticons For Chat
 
 
خصوصی, برای حسن
نویسنده : حسن و بی تا - ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱۱
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
چند روز خیلی سخت
نویسنده : حسن و بی تا - ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۸
 

حسن می نویسد : اول سلام به تک تک دوستای خوشگل موشگل خودم. من یه مدت نبودم . بازگشت شکوه مندانه خودم رو تبریک می گم .  هرچند از این به بعد خیلی بیشتر از قبل کار سرم ریخته و کمتر وقت می کنم بیام بهتون سر بزنم اما مطمئنا هیچوقت دوستام رو فراموش نمی کنم.

آقایون و خانوما ، جونم براتون بگه که یک هفته تهران بودم. جاتون حسابی خالی بود. یه هفته بود اما به اندازه یک ماه خوش گذشت برنامه هر روزمون این بود صبح که می شد به یه بهونه ای از خونه می زدم بیرون بی تا هم دانشگاه رو می پیچوند با هم می رفتیم دور باطل می زدیم تا شب یعنی تا وقتی که اگه دیرتر می رفتیم واسه بی تا بانو تو خونشون اتفاقای بدی میوفتاد . البته یه بار هم دیر شد اما اتفاقی نیوفتاد   شاید چون همون یه بار بود .ولی واقعا خوش می گذشت . انقدر که گذر زمان اصلا احساس نمی شد. 

یه موقع هایی هم که به مادر جان لطف می کردم ناهار رو می موندم خونه بعد از ناهار می زدم بیرون. مامانی حسابی شاکی بود که این چه اومدنی بود ما که اصلا تو رو ندیدم.  

جالب بود اگه یه روز هم مامانم کلی اصرار و خواهش می کرد و می گفت ناهار رو بمون خونه تا بعد از مدت ها دور همی ناهار بخوریم وقتی به بی تا بانو می گفتم کلی ناراحت می شد که نه تو از اول هم به خاطر من تهران نیومدی ، اصلا من برات مهم نیستم وگرنه اینکارو نمی کردی و ... (به نظرتون من چی کار باید می کردم )

پنجشنبه شب باکلی ناراحتی و افسردگی از این که دارم از بی تا جدا می شم و از تهران می رم سوار قطار شدم . خیلی لحظات بدی بود. هرچی خوشی کرده بودم تو این یه هفته کوفتم شد.

الان هم بی تا بانو در ناراحتی دوری از من به سر می بره واسه همین هم باهام قهره ؟؟؟    راستش من که هنوز دلیل قهر کردن و دلخوریش از خودم رو نمی دونم خدا کنه زودتر بفهمم.

راستی چندتا پستر هم داداش مصطفی زحمت کشیده درست مرده می زارم ببینید نظرتون رو بگید.  ممنون که به ما سر می زنید و ما رو تنها نمی زارید.


 
 
← صفحه بعد