روزهای دوری

محلی برای همه کسانی که در روزهای سخت دوری به سر می برند

به پایان آمد این دفتر
نویسنده : حسن و بی تا - ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٦
 

حسن می نویسد :Emoticons

Emoticonsسلام به همه دوستای دوست داشتنیه خودم.Emoticons

5شنبه آخرین امتحان دوره کارشناسی رو هم دادم Smiley. وقتی داشتم برگه رو تحویل می دادم که بیام بیرون یه حس غریبی داشتمSmiley. یه جورایی خوشحال و شاد Smiley و شنگول و منگول و  آسوده Smiley و یه جورایی هم دلم غمگین غمگین بود از اینکه دیگه تموم شد. 4 سال با بچه ها تو خوابگاه بودن و انواع اقسام آدم ها رو دیدن و خیلی خاطره ها باهاشون داشتن چیزیه که مدت ها تو ذهن آدم می مونه و حالا که قراره یه دفعه ای همه چیز تموم شه خوب آدم یه جورایی می شه دیگهEmoticon ولی واقعا خوشحال بودم که دیگه از این شهر لعنتی راحت می شم و برمیگردم پیش بی تا ، دیگه روزهای سخت دوری تموم می شهSmiley

وقتی از امتحان اومدم بیرون بی تا بانو Smiley اولین کسی بود که بهم زنگ زد و مهندس شدنم رو بهم تبریک گفت . مرسی بی تا بانو خیلی خانومیییییی. تک تکی. همیشه شماره یکی.Smiley

تو این 4 سال چیزای زیادی یاد گرفتم ، دیدن همه جور ادم ،دیدن ادمایی که فقط خوبه باهاشون از دور اشنا باشی و بهشون نزدیک نشی چون بعد از نزدیکی می بینی پشت اون ظاهر پر زرق و برق و جذابشون چه شخصیت مزخرف و نچسبی دارن Emoticon و دیدن کسایی که خیلی بی ادعا هستن اما همیشه می تونی رو رفاقت و دوستیشون حساب کنی Smiley، و دیدن آدمایی که شاید برخلاف سن و سالشون که کمتر از تو هم باشه اما می تونی از شخصیت و رفتارشون درس بگیری تجربه خوبی واسه من بود.Emoticon

تو این 4 سال شخصیت من تا حدود زیادی شکل گرفتSmiley. عاشق فیلم دیدن شدم.عاشق کتاب  و مجله خوندن شدم. شب بیداری که یکی از گمشده ها توی زنگی من بود مکشوف بزرک من تو این 4 سال بودSmiley.  راستش به نظر من روزا زشتیا خیلی بیشتر پیدان، تو سکوت و آرامش شبا آدم راحت تر می تونه فکر کنه و فیلم ببینه و کتاب بخونه و تو رویا های خودش غرق بشه می شه راحت چشما رو بست تو خیال دوری بی تا رو فراموش کرد و هرچی غم و قصه هست رو  بییخیال شدEmoticon. خیلی از چیزهایی که یادگرفتم از تو فیلم ها بوده. وسعت دنیای آدما به اندازه دونسته ها و اطلاعاتشونه پس همیشه سعی کردم تا می تونم بیشتر بدونم .

تازگی ها هم با بچه های دانشگاه شدید زدیم تو کار face book. اگه کسی از دوستای خوشگل موشگل خودمون که به ما سر می زنن عضوه واسم تو نظرات به صورت خصوصی اسمش رو بزاره تا تو فیس بوک به لیست دوستام اضافش کنم.Smiley

راستی بی تا بانو یه چند روزه واسم شمشیر رو از رو بسته ناجورSmiley. و الان باهام قهر کرده. خوب یکم تقصیر من بودهSmiley خیلی هم تقصیر خودش بوده Smiley.  این رو آخر از همه گفتم چون می دونم قهرمون زیاد طول نمی کشهSmiley و خیلی زود باهام آشتی می کنیم. من که می دونم دلم طاقت نمیاره. Smiley

دعا کنید زودتر بتونیم عقد کنیم تا مشکلاتمون حل بشه. آمین . 

در ضمن روز مرد رو به خودم و بقیه آقایونا تبریک می گم.  از کپل خانوم هم که به یاد ما هست بی اندازه ممنونم . واسه همه دوستان آرزوی شادی دارم.ماچ

 

 

پی نوشت : دو سه روزه یه چیزی فهمیدم که ناجور اعصابم رو خورد کرده. همون 5 شنبه که امتحانام تموم شده و شاد و شنگول برگه رو تحویل دادم و اومدم بیرون عینک آفتابیم رو تو کلاس جا گذاشتم و از شانس بد فردای اون روز یه آزمونی تو دانشگاه ما برگزار شده . و عینک من به راحتیه آب خوردن پیچونده شده.

ایشالا هرکی برش داشته سرطان چشم بگیره. آخه خیلی دوستش داشتم با بی تا بانو رفتیم خریدیمش.دل شکستهناراحت

چیزی که مفته تو این مملکت وقت آدمه. 5 ساعت معطل شدم.دیروز دهنم سرویس شد ( یعنی رفتم دندون پزشکی ) 5 ساعت وقتم رو گرفت.


تبریک تبریم : آشتی کردیم.